زیبایی های زندگی

خاطرات زیبای زندگی
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

مصلحت دوست قسمت اخر

22 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
نگاه حسرت باری به خانه انداخت و راه افتاد تا شب در کوچه ها با پای پیاده و موتوری که روشن نمی شد به راه خود ادامه می داد  حسابی خسته و کلافه اما تا نصفه های شب کارش همین بود در راه همه ی حواسش به ریحانه بود و انتقامی که هم از خود می گرفت هم از او… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 18

20 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
دایی جواد بالاخره فهمید ان شماره از ریحانه بوده و محمدعلی درست می گوید همین را به پدر ریحانه گفت: و او هم با عصبانیت گوشی ریحانه را مصادره کرد و هر راه ارتباطی دیگری که محمدعلی بتواند ارتباط بگیرد را هم قطع کرد  محمدعلی چندباری سعی کرد اما هیچ اطلاعی از… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 17

18 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
محمدعلی با حرفهای ان شب ریحانه جان تازه ای گرفت کارش را جدی تر دنبال می کرد و همچنین اخلاقش در خانه هم خیلی عوض شده بود در یکی از کمپ های ترک اعتیاد هم ثبت نام کرده بود و جدی جدی داشت خود را برای بازگشت تمام انچه از دست داده بود اماده می کرد  همه چیز… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 16

17 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
حالا محمدعلی کمی روبراه شده بود انقدری که دیگر بدون ویلچر و عصا هم می توانست راه برود  یکی از دوستان نزدیکش برایش یک شغل خوب پیدا کرد  او هم یکی دو ماه رفت  وقتی دوباره وضع مالیش کمی بهتر شد با ریحانه تماس گرفت و خواست به حرف پدرش گوش ندهد و با او… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 15

15 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
یک روز حال محمدعلی خیلی بد شد خانه هم پر بود از مهمانهایی که برای دیدنش امده بودند  دکتر اوردند بالای سرش بعد از بررسی دکتر به مادرش گفت : پسرت درد پا ندارد که بی تابی می کند به او مواد برسانید  این حرف دکتر مثل پتکی بر سر عمه خانم نشست چقدر گریه کرد و… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 14

14 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
محمد علی چند ساعتی را برای عمل بیهوش بود بعد از هوشیاری فقط و فقط ریحانه را صدا می زد و ریحانه هم بی قرار تر از او  انگار دوباره همه چیز تازه بود مهر دوباره بی قراری ها و دلتنگی ها و باز تلفن زدنها اما این اول ماجرا بود محمدعلی باز هم نیاز به عمل داشت… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 14

14 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
محمد علی چند ساعتی را برای عمل بیهوش بود بعد از هوشیاری فقط و فقط ریحانه را صدا می زد و ریحانه هم بی قرار تر از او  انگار دوباره همه چیز تازه بود مهر دوباره بی قراری ها و دلتنگی ها و باز تلفن زدنها اما این اول ماجرا بود محمدعلی باز هم نیاز به عمل داشت… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 13

09 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
حال روحی محمدعلی اصلا خوب نبود عمه خانم زنگ زد به ریحانه و از او خواست هر طور می شود او را به زندگی امیدوار کند  ریحانه هم همین کار را انجام داد و محمدعلی با شنیدن صدای او بهتر و ارام تر می شد  کم کم با بالارفتن روحیه اش او برای عمل اماده تر می شد باز… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت 12

06 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
جریان از این قرار بود که محمدعلی و دوستش سوار بر موتور از سرکار برمی گشتند به خانه که در میانه ی راه موتور با یک ماشین تصادف می کند دوست محمدعلی را درحالیکه بیهوش بوده به بیمارستان می رسانند  و بعد از یک شبانه روز که به هوش می اید و سراغ دوستش را می… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت یازدهم

04 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
محمدعلی بعد از ان ماجرا بسیار خسته و پژمرده شد انقدر در خود و افکارش فرو رفت که تنها راه ارامش را برگشت به سمت مواد دید  با ریحانه هم خوب نبود دائم حرفها و عقایدش را مسخره می کرد و کارهای پدرش را همچون پتکی بر سر او می کوبید  انگار بیش از پیش عوض شده… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت دهم

03 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
یکبار محمدعلی با روحانی محل صحبت کرد و اوضاع خود را شرح داد  او هم قبول کرد برای صحبت با پدر ریحانه اقدام کند قبل از امدن حسابی در مورد پدر ریحانه تحقیق کرد و فهمید او مرد متدینی است و از این لحاظ خوشحال شد چرا که او را منطقی تصور می کرد وبرای همین با… بیشتر »
 نظر دهید »

مصلحت دوست قسمت نهم

01 اردیبهشت 1400 توسط زينب صالحي هاردنگي
همه مطمئن بودند نشان کرده ی محمدعلی برای عید می اید خانه ی انها برای همین خواهر برادرها هم حسابی خانه تکانی کردند و هم هدیه گرفتند محمدعلی هم خیلی چیزها گرفته بود یک گوشی موبایل و سیم کارت، چندین لباس زیباان هم شیک و امروزی، روسری های متناسب با لباسها… بیشتر »
 1 نظر
اردیبهشت 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

زیبایی های زندگی

زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست هر كسي نغمه ي خود خواند واز صحنه رود صحنه پيوسته بجاست اي خوش ان نغمه كه مردم بسپارند به ياد

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • حشره ی کوچکی که مامور خدا بود
  • حلزون باشیم
  • خدای من
  • داستان
  • داستان
  • داستان
  • داستان واقعی(قسمت اول)
  • دومین داستان دنباله دار
  • سومین داستان دنباله دار(وقتی خدا بخواهد)
  • شعر منتظرم منتظر واقعی این همه را دارم و باور نکن
  • من و عید بچگیام
  • من و عید بچگیام
  • چهارمین داستان دنباله دار (زندگی باید کرد...)
  • گاهی وقتها

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس